محمد حسن خان اعتماد السلطنه
978
مرآة البلدان ( فارسى )
نواب حشمة الدوله از ماموريت نواب و الا حسام السلطنه خبردار شد به جانب نيشابور آمده با برادر ديدار تازه كرد و دراين محل ، فرمان احضار نواب معظم اليه و حكمرانى نواب و الا حسام السلطنه شرف وصول يافت و نواب و الا حشمة الدوله روانهء دارالخلافه شده غرهء ماه رجب وارد و پس از شرفيابى از حضور باهر النور اقدس به حكمرانى آذربايجان مأمور گرديد و ميرزا محمد مستوفى ولد ميرزا تقى قوام الدوله به وزارت ايشان اختصاص يافت . و دراين ايام چراغعلى خان را براى كشف امور خراسان و استمالت سالار بدان ساحت روانه نمودند و او بىنيل مرام مراجعت كرد چنانكه ذكر آن بيايد . بالجمله نواب حسام السلطنه سليمان خان دره جزى را فرمان داد تا كلات را تصرف نمايد و خود از سر راه ولايت نيشابور رو به مشهد مقدس كرد . دراين وقت عبد الجبار خان افغان ، از جانب يار محمد خان ، با هزار سوار افغان به اردوى و الا پيوست و به چناران رفتند و در آنجا معلوم شد كه سواران تراكمه در تربت و قرائى نهب و غارتى نمودهاند . لهذا هزار و دويست نفر فوج قرائى كه در ركاب و الا بودند براى حراست متعلقين به خانمان خود رفتند . تفرقهء اين فوج و رفتن نواب حشمة الدوله به دارالخلافه اهل خراسان را دلقوى كرد . دراين ايام ، نواب حسام السلطنه مراسله به حاجى ميرزا هاشم و حاجى ميرزا حسن كه از علما بودند به مشهد مرقوم نموده مضمون اينكه چراغعلى خان زنگنه از جانب اولياى دولت عليه به ملاقات شما مامور است . اگر از شرارت جهال در امان است نزد شما آيد . ايشان ايمنى او را متقبل شدند و روز هجدهم جمادى الاولى با پنج سوار به مشهد مقدس رفت . سالار ، براى اينكه استعداد خود را به او بنمايد ، حكم كرد پنج هزار نفر سواره و پنج هزار پياده با نه عراده توپ و توپچيان مكمل همراه اعيان و بزرگان بلدتانيم فرسخى شهر او را استقبال كنند . چراغعلى خان وارد شده در خانهء سالار منزل كرد و با سالار و علماى مذكور دو سه مجلس گفتگو نمود و پيغامهاى امير نظام را كه مبتنى بر وعد و وعيد بود تبليغ كرد و سودمند نيفتاد . پس از آن ، روزى جمعى از اشرار به قصد قتل چراغعلى خان هجوم آوردند . رجب مروى مهماندار او خواست منع كند ؛ از عهده برنيامد و برخى زخمى شدند .